تبليغاتX
جهانگرد

جهانگرد

به نام خدا


ما در شب سال نو در اخرین لحظات هم مشغول خانه تکانی بودیم و خانه را حسابی تکاندیم دیدیم فایده ندارد خانه از اساس ویران شده لذا خانه تکانی را به اسباب کشی تبدیل کردیم ورفتیم به خانه جدید .

دوستانی که ما را همیشه همراهی کرده اند از این به بعد به ما در خانه جدید به این ادرس سر بزنند.


با تشکر قدمتان برچشم ما

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 10:51  توسط جهانگرد  | 

به نام خدا

 

من می تکانم تو می تکانی او می تکاند ما می تکانیم شما می تکانید ایشان می تکانند.

 

بله همان طور که مشاهده فرمودید ایام ایام تکاندن است در ایران همه این روز ها می تکانند نمی دانم ایرانیان خارج از ایران هم می تکانند یا این فعل را فراموش کرده اند.جدا که تکاندن سخت وجان فرسا ست حد اقل برای من که انچنان زور وبازویی ندارم اما ازحق نگذریم بعد از اتمام کار در پایان انرژی تازه به انسان تزریق می شود وبا روح ادمی چنان کاری می کند که طراوت بهاری با درختان.

 

خوب خانه تکانی که این مقدار تاثیر در روح و روان ادمی بر جا می گذارد اگر خانه تکانی معنوی هم انجام شود چه تاثیری در روحیه ما باقی می گذارد؟ این سئوال من است از کسانی که ان را تجربه کرده اند وصاحب روح قوی و بینش اگاه و واقع گرا هستند.من احساس می کنم چنین افرادی از نوادر روزگار ما می باشند چرا که کمتر کسی به خانه تکانی روحی می پردازد اگر روزی برسد که بشر این حرکت را انجام دهد وعملا به ان پایبند شود وان را از ملزومات روزانه خود بداند در واقع نشانگر رشد خرد جمعی می باشد وراه را برای برقراری مدینه فاضله یا هر ارمان شهری هموار می سازد . 

 

خانه تکانی هم یکی از اداب ورسوم ما ایرانیان است که باید علاوه برعمل کردن به ان و برپایی پرشور ان که لازمه ان دست به دست هم دادن در خانواده ها می باشد به جنبه سمبلیک ان هم توجه کنیم که همانا توجه به خانه تکانی روحی ومعنوی ست .

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 18:16  توسط جهانگرد  | 

به نام خدا

همه شاد وخرم رفتند به کوری چشم دشمن امپریالیسم جهان خوار امریکای عوضی -از نوشتن بقیه صفات معذورم -رای دادند خوش بحال نظام خوش بحال انهایی که رای گیری را در هر صورت تایید خود می دانند وبر صفحه تلوزیون می نویسند:" یک اری دیگر به جمهوری اسلامی " من وشما هم اگر جای اینها بودیم همین کار را می کردیم نه ؟تعارف که نداریم شیرینه حکومت اما بگویم که با این همه رای دادم مثل یک اقای جنتلمن اون هم از نوع پایبند به جمهوری اسلامیش.چرا که من معتقد شدم که نباید رایم را مجانی واگذار کنم نباید واگذار کنم رای اعتماد در دولت بعدی را به دیگران لذا به حضرات اقایانه ....رای دادم نهایتا با تقلب رای ما هدر می رود دیگه. اما من پس فردا عذاب وجدان ندارم که ان روزی که کاری از من ساخته بود چرا نشستم وتماشا کردم  حداقل کاری که از دستم بر می امد را برای ابادانی کشورم البته به زعم خودم انجام دادم این به عقل من رسیده واین را صلاح دیدم عزیزی به من گفت :"من موجودیت ورسمیت نظام را قبول ندارم لذا طبعا رای هم نمی دهم" خوب این به نظرم حرف زیبایی نمی ایدچرا؟ چه من و او این نظام را قبول کنیم وچه قبول نکنیم محکوم به تصمیم گیری های این نظام هستیم تا به انجا که شناسنامه های ما ممهور به مهر جمهوری اسلامی می باشدپس ما که حداقل در داخل زندگی می کنیم نمی توانیم بی توجه باشیم ما خواه ناخواه محکوم به جمهوری اسلامی هستیم اگر ان رانفی کنیم خودمان را نفی کرده ایم من هم بسیار انتقاد دارم وتا ساعت هفت شب رای نداده بودم وبا خودم درگیر بودم که چه کنم اما فکر فردا که مجلس حتی یک عماد افروغ هم نداشته باشد ومن مقصر باشم مرا راضی کرد که بروم ورای بدهم .

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم اسفند 1386ساعت 23:0  توسط جهانگرد  | 

به نام خدا


 

 

باز اوقاتی رسیده که صدای گام های تازه واردی می ایداین تازه وارد کیست ؟ایا بهار است ؟

انکه معلوم ومشخصه همه منتظر امدنش بودند ان هم از قبل امااین صدای پا صدایی غیر مشخص ونامانوس می باشد چرا که هر سال به شکل روتین نمی اید تنها امسال دارند تشریف می اورنداین صدای پای انتخابات نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی است که مردم انها را به عنوان نماینده انتخاب نموده به خانه ملت می فرستند خیلی خوب مفت چنگ ملت ونماینده هایش !

 

ما را چه به دخالت یا نظر دادن در مورد ملت ونمایندگان ملت من به عنوان یک ایرانی یک حق رای دارم ودر دوره های پیش همه را کنتراتی رای دادم اما الان از رای دادن در گذشته وبرای اینده پشیمان ونادم هستم چرا که درسته ایران ماهواره به هوا فرستاد به انرژی هسته دست یافت خیلی خوب دمش گرم اما اینها برا...تمون نمی شه !!!

 

نرخ بیکاری چس مثقال تکون می خوره ان هم در جا یعنی یک هفته این نرخ 3% پا یین می اید دو هفته تا دوماه دیگر 30% بالا تر از قبل می شود البته به عنوان مثال و بر فرض عرض می کنم سن ازدواج جوانان خوش اتیه این مرز وبوم !!! نزدیک به 30 سال می شود یک متر در یک متر زمین برای تدفین جسد که تنها صاحب خانه خوش شانسی است که در این دیار بی خانمان نمی ماند واکثرا هم از جیب خودشان برای خانه ابدی وغیر استیجاری خود خرج نمی کنند قیمتش بالاتر از قدرت خرید بسیاری از مردم مظلوم یا نمی دانم توسری خور-هر کدام را می پسنندید درباره مردم بکار بگیرید-می باشد. اما با این همه گروهی در داخل بر این عقیده اند که باید رای داد واین حق انفرادی را مفت ومجانی به دیگران واگذار نکرد تا بروند وسود ببرند وبه ریش ما که صاحب ان رای بودیم بخندند.

 

نمی دانم متحیرم در این امر که نکند فردا عذاب داشته باشم کاش رای می دادم ومانع امدن این افراد درمجلس می شدم بحث زیاد است وحوصله من کم اما برای من یک نفر در هر حال تحیر ایجاد کرده!

 


واژه هاي پستي :

 


تصویت الاراء: رای گیری

 

Tasvitol arae

 

المرشح : نامزد انتخاباتی

almorashah


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 20:41  توسط جهانگرد  | 

به نام خدا

سال 2005روزنامه "یولند پوستن "تصاویر کاریکاتوری توهین امیزی منتشر نمود که پیامبر عظیم الشان مسلمین را با عمامه ای موشکی به نمایش می گذارد این ماجرا به خشم همگانی مسلمین در مناطق مختلف جهان انجامید. خوب نزدیک سه سال گذشت ودر این چند روز اخیر دولت دانمارک یک دانمارکی مراکشی تبار 40 ساله را به همراه 2تونسی مقیم دانمارک دستگیر نمود که قصد ترور«کورت وسترگارد»، يکي از کاريکاتوريست‌ها را که 71 سال دارد را داشتند البته به تلافی کشیدن ان کاریکاتور توهین امیز . اين سه نفر،  كه در شهر «آرهاوس» در غرب دانمارك دستگير شده‌اند. مقامات اعلام كرده‌اند: دو تونسي به دليل اين‌كه تهديدي براي امنيت هستند، ديپورت خواهند شد و فرد دانماركي مراكشي‌الاصل  پس از تفهيم اتهامات آزاد خواهد شدوسترگارد گفت: "پس از شنيدن اين‌که عده‌اي قصد کشتن من را داشته‌اند، نگران زندگي‌ام هستم، اما با اين کار، ترس من به عصبانيت و حس انتقام‌جويي تبديل شده است. "
خبرگزاری تابناک به نقل از گاردین گزارش داد که روزنامه خاطی در سال  2005 اخیرا اقدام به چاپ مجدد ان تصاویر نمود تاتعهد خود را در قبال ازادی بیان مطرح کند .وبه قول معروف عرض اندامی کند ودهن کجی به عمل مخالفین خود داشته باشد.چند روزنامه ديگر نيز از جمله «پوليتيكن»، «برلينكس تيدنده» و «اكسترا بلدت» هم اين عكس‌ها را منتشر کردند .روزنامه «برلينكس تيدنده» در اين باره نوشته است: «ما اين كار را انجام داديم تا بدون هيچ ابهامي، از آزادي بيان كه هر روزنامه‌اي هميشه از آن حمايت مي‌كند، حمايت كنيم.»
يكي از مقامات روزنامه «پوليتيكن» هم اعلام كرد كه اين تصاوير را در حمايت از «يولند پوستن» منتشر كرده است.
علاوه بر این القبس کویت خبر داد سونسکا داگبلادت از سوئد هم همراه«پوليتيكن»، «برلينكس تيدنده» و «اكسترا بلدت» اين عكس‌ها را  منتشر كردند.تا به ازادی بیان ومطبوعات صحه بگذارند.

این از اقدام اطلاع رسانی بلاگ جهانگرد واحساس وظیفه به عنوان مسلمانی عاشق شخصیت رسول الله اما باز خوانی مطلب:  عزیزان مخاطب این نوشته ها و دوستان گرامی ایا به واقع ازادی بیان ازادی مطبوعات ازادی از هر نوعش که باشد این است که در اسکاندیناوی داد ان را می رانند کسانی که با نوشته های من دراین بلاگ اشنایی دارند می دانند من عاشق اسکاندیناوی وفرهنگ وتمدن ان به شکل عام وسوئد در میان انها به شکل خاص هستم اما در این رابطه احساس وظیفه می کنم واحساس دین به پیامبر عزیز اگر ان مسلمانان خشمگین موفق به کشتن کورت وسترگارد 71 ساله می شدند ایا به انها حق ازادی می دادید ؟ ایا می گفتید چون ازاد بودند با تکیه بر ازادی خود به انتقام توهین به عزیز ترین عزیزانشان شخص توهین کننده را کشتند ؟
بنا بر گفتمان واندیشه جهانی امروزه که بر دنیا حاکم است این ازادی برای این مسلمانان خشمگین روا نمی باشد وباید به وسیله دیگری برای احقاق حقوقشان متوسل شوندچون این نوع ازادی مخل حیات انسانی مثل اقای کورت وسترگارد می باشد. پس این ازادی محدود می شود واین حق ازادانه از ان اقایان خشمگین سلب می شود خوب ما این حرف به ظاهر منطقی وعاقلانه جهانی را قبول می کنیم که ازادی من نباید مخل به ازادی وحیات دیگری شود ولی می گوییم پس چطور اقای وسترگارد وهمکاران کاریکاتوریستش 12 کاریکاتور موهن نسبت به ساحت مقدس پیامبر مسلمین کشیدند و روزنامه های مذکور منتشر کردند وحیات روانی ذهنی و روحی بیش از یک میلیارد مسلمان را به بازی گرفتند تنها بر پایه تکیه بر ازادی بیان ومطبوعات.
ما درفارسی مثلی داریم می گوییم جای کتک التیام می یابد اما جای زخم زبان درمان نمی شود(امیدوارم مثل را درست ادا کرده باشم ودرست منظورش را رسانده باشم )این کاریکاتور ها از جنس کلام وزبانند و  وای از زخم زبان که کاری ناجوانمردانه مخفی وبسیار درد ناک می باشد وکسی که اینگونه به شخصیت دیگران می تازد همیشه به حالت مظلوم وموش مرده باقی می ماند ودر مجامع جهانی در نهایت می گوید من که چیزی نگفتم منظورم این بود...!!
اما نه این صحیح نمی باشد که بیاییم وپیش داوری کنیم و بگوییم پیامبر بیش از یک میلیارد مسلمان العیاذ بالله قاتل وتروریست بود وبدون اثبات بدون غور در اثار او در دلایل جنگ های او در نحوه جنگیدن او ودر نحوه سلوک او که جهان اکنون تشنه سلوک واخلاق او می باشد بعد بگوییم پیروان او هم تروریست هستند واستناد کنیم به مردمی از مسلمانان که می کشند بدون نگاه کردن به سوابق ودلایل انها .

 من قصدم دفاع از قتل وانتقام نیست علی علیه السلام شاگرد این پیامبر که فرمود من بنده کوچکی از بندگان محمدم می فرمود: لذتی که در عفو وبخشش است در انتقام نیست. ما به این پیامبر وامام معتقدیم امااگر این می شود که گروهی از مسلمین به دنبال قتل کاریکاتوریست بر می ایند نباید فراموش کنیم که ابتدا کاریکاتوریست های دانمارکی بنای بی حرمتی ونقض حقوق و ازادی راگذاردند .
اول انها بودند که عقیده تاکید میکنم بیش از یک میلیارد ادم را به بازی گرفتند.

ازادی بیان؟ نه من معتقدم می شد این انتقاد از مسلمانان را روزنامه های مذکور با مناظره ومباحثه با روشنفکران وعلمای دینی ومورخین اسلامی در میان گذاشته به نقد وبحث وگفتگو بنشینند نه اینکه ان را به طریقی دیگر که برانگیزاننده احساسات مردم دنیا می باشد مطرح کنند من که این سطور را می نویسم می توانستم مقابل اسم اقای کاریکاتوریست مزبور هزار کلمه توهین امیز بنویسم که این توهین به شخصیت خودم بود که از این کار خودم را بری می دانم وقلم را مقدس تر از ان میدانم که چنین کند وچنان چیز هایی رابنویسد پیامبر ما از جانب خدا ایه ای برای ما اورده که می فر ماید قسم به قلم وانچه از قلم بر جا می ماند یعنی ما مسلمانان بنا بر اموزه های اسلامی قلم ومحتوایی که از قلم باقی می ماند را مقدس می دانیم چون معتقدیم خدا وند متعال به ان قسم یاد نموده وقسم راتنهانسبت به مقدسات یاد می کنند واگر چنانچه کسی با قلم توهین به دیگری کند گناه بر گردن قلم نیست گناه بر گردن نویسنده وبه دست گیرنده قلم است که برگرفته از شخصیت زشت وناهمگون خود قلم را به کار گرفته وانچه از خامه قلم او تراوش کرده به منش وسرشت او بر می گردد واز انجا ناشی شده است .
در پایان دورود خالص وخاص وبی منتهای خود را نثار ساحت قدسی ومطهر رسول الله محمد بن عبد الله صلی الله علیه واله وسلم می نمایم  واز محضر ان رحمت الهی عذر خواهی می نمایم ودر خواست پذیرش این دفاع ناقص ودر خور شخصیت ناقص وناچیز خود را می نمایم وای کاش می شد زبان سوئدی ویا دانمارکی ویا انگلیسی می دانستم تا ترجمه این نوشته ها را به سایت روزنامه های مزبور ار سال می داشتم  به امید ان روز .

واژه های پستی :

الصحیفه :روزنامه
assaheifa

حریه البیان :ازادی مطبوعات
horriyatolbayan
 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 16:26  توسط جهانگرد  | 

 

به نام خدا 

 

بعد از گذشت سی سال از انقلاب اسلامی ومردمی ایران برای من که بعد از این انقلاب به دنیا امده ام و از انقلاب جز شنیده چیزی ندارم ان هم شنیده هایی از پدر مادر ونزدیکان واز دولتیان که سردمداران این انقلابندجالب است که ظرف این دو سه روزه به کتابی که چاپ سال۸۲ بوده دست یافتم وان را مطالعه کردم . کتابی که مانند الواح مقدس ودست نایافتنی بود مناظرات مرحوم بهشتی ودکتر پیمان ومرحوم کیانوری ومهدی فتاح پور این مناظرات پنج گانه را که به صورت میز گرد تلویزیونی انجام شده تنها نامی از ان شنیده بودیم و جالب اینکه نویسندگان یا بهتر بگویم تدوین کنندگان این کتاب که از طرف نشر بقعه یعنی ناشر اثار دکتر بهشتی می باشند در مقدمه کتاب ذکر از بی مهری صداو سیما کرده اند که از دادن فیلم سخنرانی ابا کرده واجازه پخش را نداده و انها نهایت امر از فیلم هایی که دانشجویان در این رابطه ضبط کرده بودند استفاده نمودند تا مطالب را بر کاغذ بنویسند که این حفظ امانت وامانتداری صدا وسیما جای تقدیر دارد برای نظام .گفتم الواح مقدس چرا این تعبیر را نمودم؟چون این مناظرات را هم مثل باقی چیزها دررابطه با انقلاب تنها  از اطرافیان  نه چندان اشنا به بحث سیاسی اجتماعی شنیده بودم. بله فقط شنیدم که چنین بحث هایی در صدا وسیما در ابتدای  انقلاب صورت گرفته وبهشتی یکه تازمیدان تاخته وپرداخته وگفته و...البته بدون انکه بدانند چه گفته وچه شنیده مردم در ان زمان به نظر قاصر من دیدشان محو چهره کاریزماتیک بهشتی شده بود وحرف اورا خیلی از ملت ما که سطح سواد انچنانی هم نداشتند نمی فهمیدند لذا پس از گذشت ان سالها به این راحتی چنین بحث هایی تعطیل شد واگر همان را هم از صدا و سیما طلب کنیم که اقا من ان زمان نبودم ببینم بدهید من هم ببینم چون زیاد ازان شنیدم می گویند: " نه نمی شود وقدغن است که از ارشیو صدا وسیما بیرون بیاید" من معتقدم ان روز مردم بهتر بگویم طیف وسیعی از مردم تحت تاثیر کاریزمای بهشتی بودند اما ان مردم که امروز پیری ومیانسالی را طی می کنند از جوانان امروز جلوتر بودند چون امروز هم نمی فهمند که حاکم روزشان چه می گوید البته بدون هیچ گونه چهره کاریزماتیک!

بگذریم لازم به ذکر است که بحث بین دکتر بهشتی رئیس حزب جمهوری اسلامی ودکتر پیمان از جانب  جنبش مسلمانان مبارز ودکتر کیانوری از حزب توده واقای فتاح پور از حزب فدائیان خلق (اکثریت)برقرار شده که در این کتاب که تصویر انرا ملاحظه می کنید تنها دو جلسه از پنج جلسه مناظره چاپ شده وباقی جلسات باقی مانده وناشر قول نشر انرا داده ایا منتشر شده یا نه؟ نمی دانم .اما جالب عاقبت این چهار نفراست که می دانم شهید بهشتی درسه الی چهار ماه بعد   در حادثه هفتم تیر سال ۶۰به شهادت رسید كتر كيانوري سال ۶۲زندانی وشكنجه شدو سال ۷۸ در خارج از ایران فوت کرد( بنا به نوشته ويكي پدیای فارسی )و از دکتر پیمان که زنده هستند وعاقبت حزبشان خبری ندارم وهمچنین از اقای فتاح پور . کتاب را بخوانید تا با جو گذشته نه چندان دور اما تاثیر گذار کشور اشنا شوید.

 

واژه هاي پستي :

 

الثوره : انقلاب

Athaora

 

مقابله  تلفؤيونيه : مصاحبه تلوزیونی

moqabela

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 16:12  توسط جهانگرد  | 

به نام خدا

 

امروز فیلم دیگری با عنوان خداحافظ لنین دیدم و قصد دارم کمی از ان و درباره ان ودرباره قسمتی از مفاهیم ان با مخاطبان عزیز ودوست داشتنیه این بلاگ صحبت کنم -کمی شبیه مجریان تلویزیونی حرف زدم نه؟-
این فیلم ساخته 2003 المان و در فضای المان 2 تکه (شرقی وغربی )سیر می کند وداستان وقهرمانان ان در المان شرقی به سر می برند یعنی فضای کاملا سوسیالیستی وکمونیستی وبسته اما در همسایگی انها المان غربی فضایی باز و سرمایه داری را می گذراند ودر نهایت این دو المان در روند داستان فیلم به هم می پیوندند ویکپارچه می شوند اما المانی باز و سرمایه داری و ازاد نه سوسیالیستی !
داستان فیلم که ژانری کمدی درام دارد بسیار عاطفی وتاثیر گذار است و من ان را بسیار پسندیدم  امیدوارم ان را دیده باشید تا با من بتوانید در مورد نظراتتان در مورد این فیلم صحبت کنیدمن زیاد نمی خواهم این فیلم را تعریف کنم اما انچه که مسلم است توصیه دیدن فیلم به عزیزان می باشد ضرر نمی کنید .
چیزی که در فیلم به خوبی به ان پرداخته شده مقایسه فضای سوسیالیستی با فضای غیر سوسیالیستی می باشد در فیلم معرفی این واقعه سیاسی را به وضوح می بینیم و با پیوستن المان شرقی به غربی تمامی این پایگاه سوسیالیستی فرو می ریزد وبه نظرم پوچی سوسیالیسم را کار گردان که نویسنده هم هست به تصویر کشیده  و نظراتش را بیان کرده است.
 من نمی دانم دوستان خارج نشین ما ایا در کشورشان حزب سوسیالیسم فعال دارند یا خیر ؟ اما اگر اشتباه نکنم در سوئد قبل از2007 میلادی قدرت به دست سوسیالیست ها بودودیگر کشور های اروپا را بی خبرم لذا دوست دارم اگر اطلاعاتی درمورد حزب سوسیالیسم امروز دارید عملکرد موضع گیری ها وتفاوت های امروز ودیروز این حزب وعقاید ومعتقدات طرفدارانش با من صحبت کنید من در مورد این مسائل نیاز مند اخباری از جانب شما هستم اگر برایم ترجمه از مقالات اونها داشته باشید یک دنیا ممنون ومتشکر می شوم درضمن دیدن فیلم را فراموش نکنید.

واژه های پستی :

الاشتراکیه : سوسیالیسم
al eshterakeya

الشیوعیه: کمونیست
alshoyoeya

راسمالیه : سرمایه داری
ra'smaliya

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم بهمن 1386ساعت 13:41  توسط جهانگرد  | 

  به نام خدا

 

 

 

یکی از راههای سفر به دور دست ها و ارتباط با فرهنگ ها فیلم است همین فیلمی که بسیار بسیار ساده در مملکت مانسبت به ان بی مهری می شود اما اینچنین جلوه داده می شود که ما به سینما بدون فحشا بدون سم پاشی ومضرات ان معتقدیم .به نظرم سینمایی اخته وبی خطر برای ما ساخته  شده است -البته اگر همین مقدار هم باشد- .

اشکالی که همیشه به سینما گران مطرح ما می شود این است که بله شما نسبت به کشور سیاه نمایی می کنید و دل بیگانگان را شاد می کنیدو... بگذریم اینقدر مشکل هست که وقت برای باز گفتنش تنگ است وهمیشه در این مجالی که ما در ان واقع شده ایم نمی گنجد .

دو سه روزیه به همت وبرکت برادر عزیزم چند فیلم قدیمی که درانتظار دیدن ان ها داشتم پرپر می شدم را دیدم دو تافیلم با بازی دیکاپریو که بد نبود سینما پارادیزو که البته دیده بودم چه دیدنی ازصدا وسیما که موضوع را ساسوریده بود -به ساختار کلمه سانسوریدن خوب توجه کنید حق مطلب را ادا می کند -علاقه داشتم فیلم را ببینم که موفق شدم وفیلم بعدی فیلم زندگی زیباست اثر روبرتو بنینی ایتالیاییشاهکار وبرنده 3 اسکار ونامزد یک دنیا جوایز دیگه نمی دانم احساس من این طوریه یا واقعا چنین است نویسنده ها وفیلم سازان ایتالیا یی خیلی تاپ وکم نظیرند در دنیا کمتر مثل اونها در بین ملل دیگر دنیا یافتم من به شخصه عاشق ایتالیا واین حرفها نیستم اما اینکه در ایتالیا نوشته ها یک رنگ دیگه داره فیلم ها بوی خوش زندگی وحقایق اون را داره نمی دانم شایدم نظر شخصی باشه نه واقعیت اما من این شکلیی می بینم.

اگر فیلم خوب سراغ دارید بنویسید من همه مدلی علاقه مند به سینمایی گویای حرف هستم مخصوصا سینمای اروپایی ان شاء الله بازم فیلم دردست اقدام دارم.

 

 

 

واژه هاي پستي :

 

فلم:فیلم

felm

 

المخرج:کارگردان

Almokhrej

 

الممثل :بازیگر

almomathel

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم بهمن 1386ساعت 17:4  توسط جهانگرد  | 

به نام خدا
ایا تا به حال شده بین زمین واسمان باشید وندانید چه می شود ؟.
ندانید فردایتان چه می شود ؟
من تا به حال مهاجرت نکرده ام اما در مورد این قضایا و داستان غم انگیز مهاجرت زیاد مطالعه کرده ام اما باز هم جرئت انجام این ریسک بزرگ را نداشته ام اما مثلا توجه کنید که یک مهاجر در کمپ چه حالی دارد؟ نه ساکن است نه بی خانمان من از دو سئوال بالا منظورم همین بود. شده من وخیلی دیگر از مردم شریف ایران در داخل کشور به این بلا یعنی چنین سر در گمی مبتلا هستیم واین واقعا درد ناک است .
من به دنبال علت نمی گردم اما دارم درد دل می کنم وعموما ادمها هنگام درد دلهایشان با اوردن علت ویا علت یابی درد شان را تسلی نمی دهند که این جز سنگینی بار چیزی اضافه نمی کند. نه به دولت وحکومت کار دارم نه به خودم وخانواده ونه به مردم وهمشهری ها وهموطنان نه به...
انچه برایم درد ناکه اینده تاریک وناشناخته  ومبهمی است که به نظرم از امروز روشن تر وواضح تر واباد تر نخواهد بود من معتقدم بد بینی نمی کنم بلکه واقع بینی می کنم یک شیشه سیر را در نظر بگیرید بعد از گذشت حداقل 5 سال وحداکثر 9 سال تبدیل به سیر ترشی جا افتاده ومرغوبی  می شود که نظیر ندارد و هر کس از ان می چشد اورا مورد تحسین وتقدیر قرار می دهد این یعنی سیر تر شی در عملکرد خود موفق بوده اما به نظرم من و بسیاری از اطرافیانم  در این مملکت از اینده مشخص این شیشه سیر ترشی نبز اینده ای نا معلوم تر داریم .
به امید اینده ای خوش وخرم واباد ...

واژه هاي پستي :

تعبت من اللف والدوران :از این همه سردر گمی خسته شدم
taeeb to mena llaffe va ddavaran

+ نوشته شده در  شنبه ششم بهمن 1386ساعت 14:40  توسط جهانگرد  | 

به نام خدا 

دیروز ساعت 10 صبح چراغ فروزان علم ایه الله دکتر سید جعفر شهیدی به خداوند متعال ملحق شده و ما را در زمین از لحاظ علمی یتیم نمودوتنها گذارد

 او که رییس سازمان لغت نامه دهخدا بود وقتی از طرف گزارشگر واحد مرکزی خبر صدا وسیمای جمهوری اسلامی مورد سئوال قرار گرفت که سهم شما در تالیف این لغت نامه چه مقدار است ؟با بی تکلفی مخصوص به وجود بزرگوارش چشمانش را بر هم گذاشت سر را به علامت نفی بالا برد وفرمود: از این بابت سئوالی نپرسید .
گفتم ایه الله شهیدی چرا که او مجتهدی گمنام اما طراز اول بود. او شاگرد ایه الله العظمی بروجردی بزرگ ومرحوم ایه الله الظمی خویی( ره) بود که از برزگترین مراجع تقلید واساتید علوم دینی شیعه می باشند  وبه درجه اجتهاد معادل دکترای علوم دینی یا بالاترین مرحله علوم دینی نائل گردید اما متاسفانه از او در صدا وسیما ان طور که باید قدر دانی نشد و مجتهد بودن او را نیز نادیده انگاشتند. چرا؟!!! نمیدانم اما از ارزش این عالم وارسته چیزی کاسته نشد او از خود اثار ارزنده ای به جا گذارد که هر کدام برای زنده نگه داشتن را ه ونام وجهاد بی دریغ علمی او کافی می باشد  


 

 

 نام خانوادگي و نام:دکتر سید جعفر شهیدی

زمينه فعاليت
فرهنگی- ادبی 
 
شرح حال
دکتر سیدجعفر شهیدی
سال و محل تولد : 1297 بروجرد
رشته تخصصی : زبان و ادبیات فارسی
فعاليت ها :
- ورود به مکتب از سن پنج سالگی و شروع به کسب علم
- ورود به مدرسه علمیه آیت اله بروجردی در زادگاهش و پس از فراگیری دروس مقدماتی عزیمت به نجف اشرف در سال 1320 و کسب فیض از محضر عالمان بزرگی همچون آیت اله سیدابوالحسن اصفهانی و آیت اله شاهرودی، حاج میرزا هاشم آملی و سپس وارد شدن به حوزه درس آیت اله خویی.
- بازگشت به تهران در سال 1327 پس از رسیدن به درجه اجتهاد در همان سال و شروع به تدریس در دبیرستانها و همکاری با مرحوم دهخدا در موسسه لغت نامه.
- انتشار مجله فروغ علم در سال 1330 و سپس ورود به دانشکده معقول و منقول دانشگاه تهران و اخذ لیسانس در سال 1332
- اخذ لیسانس زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تهران در سال 1335و شروع به تدریس در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران
- اخذ دکترای زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تهران در سال 1340 و رسیدن به معاونت موسسه لغت نامه دهخدا و سپس ریاست موسسه در سال 1346 پس از کسالت دکتر محمد معین
- استاد افتخاری دانشگاه پکن و استاد ممتاز دانشگاه تهران
- دریافت نشان درجه یک علمی از ریاست جمهوری در سال 1374
-
آثار :
تألیف و ترجمه کتب و نگارش مقالات فراوان علمی از قبیل :
- مهدویت و اسلام
- فاطمه دختر محمد (ص)
- تاریخ تحلیلی اسلام
- چراغ روشن در دنیای تاریک
- در دیار آشنایان
- پس از پنجاه سال، زندگی امام حسین (ع)
- ترجمه نهج البلاغه
- شرح مثنوی معنوی
- جنایات تاریخ
- تصحیح دره نادره
- تصحیح و ترجمه آثار فراوان و ارزشمند دیگر
 
  برگرفته از www.jjtvn.ir/display_full.aspx?data_id=19223
 
 خدایش بیامرزاد وبا اجدادش محشور کناد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 14:52  توسط جهانگرد  |