تبليغاتX
جهانگرد

جهانگرد

به نام خدا
شنیدیم بانوی نویسنده ایران سیمین دانشور در بیمارستان بستری شده
این بانو وزنه ای در ادب وهنر سرزمین ما بلکه ابرو وقدمت برای ادب معاصر پارسی می باشد
برای شفا وبهبودی او دعا کنیم

واژه هاي پستي 

المستشفی (almostashfa) : بیمارستان
الاداب (aladab) : ادبیات
التحسن (atahason) : بهبود

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 12:15  توسط جهانگرد  | 

به نام خدا

تکلیف این همه وبلاگ در پرشین بلاگ چی میشه ؟
هرکس این مطلب  (اخر وعاقبت پرشین بلاگ )را می داند به من هم بگوید
زیادند کسانی که مطالب زیادو ارزنده ای رو در انجا ثبت و ضبط کرده بودند که از انها دو نمونه در پیوند های من موجود است که از دسترسی نداشتن به انها واقعا ناراحت وغمگین هستم 
 

واژه هاي پستي

المدونه- almodawana : وبلاگ
العطله -alotla : تعطیلی
الخربان -alkharban : خراب

 راستی یادم رفتاعلام کنم که  به یک فن اوری جدید در زمینه واژه های پستی دست یازیدم اگه البرادعی سراغم نیاد دنبال فن اوری بگرده !! اینجا همه چیز اتمیه دیگه خودمونم اتمی هستیم !

+ نوشته شده در  شنبه سی ام تیر 1386ساعت 18:9  توسط جهانگرد  | 

به نام خدا
 این دوران تحصیل وخاطرات ان عجب حسی را  در ادم زنده می کند
این تصاویر از مدرسه ابتدایی که از کلاس سوم تا پنجم را در بر میگرفت ومن در ان درس خوانده ام گرفته شده با این که با خانه ما فاصله ای ندارد ومن شاید هفته ای دو سه مرتبه ان را ببینم اما باز از ان عکس گرفتم تا هم ثبت وضبط شود وهم گاهی در خانه هوس میکنم به ان سری بزنم این عکس را میبینم من در زمان تحصیل از این محل های 20 وتاپ نبودم متوسط ومعمولی بودم از سیستم مدرسه هم ناراضی بودم اما نمی دانم چرا واین چه حس غریبی است که مرا به این سمت می کشد شاید مثل اسم معلم هامی ماند که همیشه با ادم همراه می شود ولو اینکه ادم از اونها دل خوشی هم نداشته باشدبازم در این رابطه مینویسم .....

 


واژه های پستی 

مدرسه : مدرسه
مدرسه متوسطه :راهنمایی
مدرسه ثانویه:دبیرستان
بوابه (به فتحه باء وتشدید واو وفتحه باء بخوانید):در بزرگ (مثل در مدرسه در تصویر

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 16:47  توسط جهانگرد  | 

به نام خدا

چندروزی از تعطیلی روزنامه هم میهن میگذرد من از خوانندگان پروپا قرص این روزنامه بوده وهستم چرا؟
چراگفتم چرا؟ چون در این ملک ... تا از ابراز علاقه ات به یک مقوله صحبت کنی ان هم مقوله آی به این مهمی به اسم روز نامه ان وقت درست وقت مارک دار شدن ووصله دار شدن تو است افرادی که لیبل و برچسب های گوناگون در دست اماده چسباندن ان به افراد دیگر هستند کم نیستند !
بگذریم من به هم میهن علاقه مندم چون از شم روزنامه نگاری وسلیقه زیبای غلامحسین کرباسچی خوشم می اید وبرای ان احترام قائلم من این روزنامه نگار را از وقتی میشناسم که روزنامه همشهری را برای اولین بار منتشر کرد و من از ان وقت البته توسط پدرم ان را تهیه می کردم و مطالعه می کردم باز لازم به ذکر است که این انسان تیز بین _حداقل در زمینه روزنامه نگاری _در همان زمان همزمان با همشهری افتابگردان را برای کودکان ونوجوانان همه روزه منتشر می کردکه با از دست دادن شهر داری این منصب را هم طبعا از دست داد چرا که همشهری متعلق به شهرداری بوده ومی باشد روزگار گذشت تا دوباره روزنامه نگار خوش قلم وخوش دست این بار با هم میهن ظاهر شد چندی بود ومی امد به خانه های ما وما هم ان را مطالعه می کردیم وسرمست می شدیم از مطالب ان مطالبی تازه بانگاهی نو ومورد نیاز روز جامعه .
این ادامه داشت تا ابر سیاه تعطیلی پیشرفت و دانش بر ما سایه افکند وبه هر دلیلی که واقعا از ان بی خبرم چون برای من که از این همه مقاله زیبا لذت می بردم اهمیت نداشت که بدانم چراتعطیل شد مدتی که این روزنامه نگار مورد علاقه ما نبود سراغ روزنامه هایی مثل شرق و روزگار و... رفتیم که انها هم به سرنوشت این روزنامه مبتلا شدند باز هم میهن امد وهمای سعادت دانستن بر زندگی ما پر گشود وبعد از فقط 42 شماره دوباره به تعطیلات اجباری رفت تا مردم از مقالات ان مطالب زندگی ازاد را نفهمند زندگی ازاد یعنی زندگی خلاف اسلام ؟ نه زندگی ازاد یعنی زندگی با اعتقاد به لا اله الا الله فقط زندگی ازاد  یعنی زندگی تحت سنتهاو تعالیم پاک وبی شائبه پیامبر همان پیامبری که خدایش اورا صاحب اخلاق بزرگوار معرفی می کند وتاریخ به ان شهادت داده این مسائل با عبارت گوناگون به قول عربی به عباره الاخری در روزنامه هم میهن وشرق و... گفته میشود که خیلی را خوش نمی اید لذا همه را از دانستن این مسائل محروم می کنند

واژه هاي پستي

صحیفه (به فتحه صاد وفاء بخوانید ):روزنامه
صحفی به ضمه صادو حاءوکسره فاءبخوانید):روزنامه نگار

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 14:22  توسط جهانگرد  | 

به نام خدا

"اخترکی را سراغ دارم که یک اقاسرخ روئه توش زندگی می کند او هیچ وقت یک گل را بو نکرده هیچ وقت یک ستاره را تماشا نکرده هیچ وقت کسی را دوست نداشته هیچ وقت جز جمع زدن عددها کاری نکرده او هم مثل تو صبح تا شب کارش همین است که بگوید :من یک ادم مهمم !این را بگویدو از غرور به خودش باد کند اما خیال کرده او ادم نیست یک قارچ است !
-یک چی؟ 
-یک قارچ!"
عبارات بالا از کتاب شازده کوچولو انتخاب شده اثرانتوان دو سنت اگزوپری که کتاب اوه اوه اوه کتابه دیگه حتما خواندید ترجمه احمد شاملو ترجمه باحال و جونداری است

 

واژه هاي پستي


روائیات (به کسره راء وهمزه بخوانید ):رمانها
کاتب (به کسره تاء بخوانید ):نویسنده
کاتبه(به کسره تاء بخوانید ):نویسنده زن

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم تیر 1386ساعت 12:18  توسط جهانگرد  | 

چند روز پيش براي ثبت نام مجدد (يا براي تجديد مهلت استفاده از امکانات ) به کتابخانه پارک کوچک مراجعه کردم اين پارک وکتابخانه همان استکه 5 يا 6 يا شايد8 سال پيش دقيق نمي دانم به فکر انقلاب فرهنگي افتادم تا تکاني به خودم وبرادرم وپسر عمويم که با هم زندگي مي کرديم بدهم لذا همه با هم براه افتاديم به انجا رفتيم تا پرده هاي جهل و تاريکي وناداني را پاره کنيم وبقول معروف کسب معرفت کنيم روزهاي خوشي بود ان کتابهايي را که در خواب هم نديده بوديم را انجا مي ديديم ولذت مي برديم مي گرفتيم ومي خوانديم حتي بعضي را مي گرفتيم اما نمي خوانديم اما به نظرم همين که با کتاب از نزديک مانوس بوديم کفايت مي کرد
اما اما اه که چه بگويم از رفتار خشن تند خو سرزنش کننده کوبنده وتوفنده وتحقيرکننده وخوارکنندهء بعضي از کارمندان يا به اصطلاح کتابداران اين کتابخانه کوچک دولتي يا نيمه دولتي( چون اين کتابخانه تحت نظر شهر داري تهران اداره مي شود )اين رفتار ها که کم هم نبود وبي شباهت با رفتار زندانبان ها ونگهبان هانبود اثر منفي ومخرب خودش را باقي گذاشت وشد انچه بايد مي شد واز جمع کوچک سه نفره ما تنها من باقي مانده ام که سالي يک بار ثبت نام مي کنم و کتابخانه را رها نکرده ام
اما اما اما اين بار که براي ثبت نام رفته بودم باز شاهد همين رفتار زشت از سوي يکي از همين کتابداران بودم تحمل کردم مي دانيد چرا چون اين جا ايران است اگر تحمل نکني دودش به چشم خودت مي رود نه ديگري بايد درست نشانه بگيري تا درست به هدف بزني هر کسي که صاحب منصبي با شد ميتواند ترا در همان حد ودر همان محدوده بيچاره کند پس تو بايد کوتاه بيايي بايد ساکت باشي تا اصطلاحا خرت از پل بگذرد وبعد شليک کني من هم بعد از اينکه رفتار زشت کتابدار محترم رو تحمل کردم گفتم: من يکي تو رو ادمت مي کنم (البته طوري که او نشنود والا تيرم به هدف نمي خورد )
اين گوشه اي از مسائل بسيار بسيار کوچک وبي اهميت فرهنگي در شهر تهران ويران .... بود که ديگر نمي خواهم دراين زمينه صحبت کنم امیدوارم مطلب را رسانده باشم این گوشه ای بود از شخصیت فرهنگی شهر تهران از منظر من حداقل !!!
Free Image Hosting - www.supload.com Free Image Hosting - www.supload.com Free Image Hosting - www.supload.com


در بالا چند تصویر از کتابخانه مذکور وپارک کوچک در تهران بزرگ که اخرین عکس در سمت چپ عکس کتابخانه است درست پشت این پنجره ها کتابدار محترم سر مردم مراجعه کننده به یا ناحق فریاد می کشد

واژه هاي پستي 

ثقافه (به کسره ثاءوفتحه فاءبخوانید ):فرهنگ
مکتبه (به فتحه میم وتاء و باء بخوانید):کتابخانه
بلدیه (به فتحه باءولام کسره دال فتحه یاءبخوانید):شهرداری

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 11:53  توسط جهانگرد  | 

واژه های پستی

ساحه (به فتحه سین وحاء بخوانید): میدان شهر

حریه (به ضمه حاءکسره راءفتحه یاء ):ازادی

+ نوشته شده در  شنبه دوم تیر 1386ساعت 10:22  توسط جهانگرد  | 

تهران از نظر کسي که در ان زاده شده يا دوران کودکي وروياي کودکي خود را در ان سپري کرده چگونه شهري است ؟
تهران از منظر کسي که عاشق دلباخته شر وشور و شلوغي ودعوا وصداست چگونه شهري است ؟
تهران حقيقتا چگونه شهري است تهران کجاست ؟تهران انسان رباي بي رحم
تهران شهري که بزرگ است وانسان احساس نمي کند که اين شهر تمام هم مي شود
تهران شهري است که انسان خيال ميکند جا براي همه دارد و همه هم خيال مي کنند جا براي همه انان هست پس به دلت بد نياد !
تهران شهري است که مشکلاتش حل شدني ا ست ودر نگاه اول اين چنين به نظر مي ايد اما ...
تهران مانند ديگي عظيم پر از اش است که بعضي قسمت هايش خوب نپخته بعضي قسمت هايش سوخته بعضي ديگر ته ديگ شده يک قسمتي از ان خوب ودرست جا افتاده و...
تهران تا جايي که برانگيزاننده يک حس باشد خوب است اما ...
شما درباره تهران چه مي گوييد ؟


واژه هاي پستی

اراء (الف اول را اشباع شده بخوانيد ): نظرات

+ نوشته شده در  جمعه یکم تیر 1386ساعت 10:51  توسط جهانگرد  |